
در جـمـعـشان بـودم که پـنـهـاني دلـم رفت
بــاور نـمـي کــردم بــه آســـاني دلـم رفت
از هـم سـراغـش را رفـيـقـان مي گـرفـتـنـد
در وا شـد و آمــد بـه مـهـمـاني... دلم رفت
رفــتــم کـنــارش ، صـحـبتـم يـادم نـيـامــد!!
پـرسـيـد: شعـرت را نمي خـواني؟ دلم رفت
مـثـل مـعــلـم هـا بـه ذوقـــم آفـريـن گــفـت
مــانـنــد يـک طــفــل دبـسـتــانـي دلـم رفت
مــن از ديــار «مـنــزوي» ، او اهــل فـــردوس
يک سيـب و يـک چـاقـوي زنجاني ؛ دلم رفت
اي کاش آن شب دست در مويش نمي بـرد
زلـفش که آمــــد روي پـيـشـاني دلم رفــــت
اي کـاش اصـلا مـــن نمي رفــتـم کــنــارش
امـا چـه سـود از ايـن پشيــمـاني دلـم رفـت
ديگـر دلـم ــ رخت سفيدم ــ نـيـست در بـنـد
ديـروز طـوفـان شد،چه طـوفـاني... ( )رفت

رفـتــی قــاصــدک بــکــاری و هنــوز نیـومدی
گفتــی سـوغــاتــی میـاری و هنـوز نیومـدی
تا بـهـم رسیـدی گفـتی یکی بـود یکی نبــود
رفــتـی روزی روزگــاری و هــنــوز نــیـومــدی
گفتـی خـاطـره عزیزه٬ تو خودت گفتـه بــودی
که بـاهـام خـاطـره داری و هـنــوز نـیـــومـدی
مـن غــزل نگفته هامو واسه تو خـوندم و تــو
رفـتـی شــعـراتـو بـیــاری و هـنـوز نـیـومـدی
بیـا حجم قصه مون زیــاد شده٬ یا شایــدم...
کمـه اینـقــدر بـی قــراری و هـنـوز نیـومـدی؟
چرا امروز میسوزم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام میدونم همه دوسش داریم اما مردونه کی از این عکس خوشش نمیاید؟
آیا به نظر شما همه ی زن ها در باطن این شکلی هستن؟
ز فراق سينه سوزت ، غم سينه سوز دارم
گل من قسم به عشقت ، نه شب و نه روز دارم
به دو گونه لطيفت ، به دو چشم اشك ريزم
كه به راه عاشقي ها ز بلا نمي گريزم
به تو اي فرشته من ، گل من ترانه من
كه جدايي از تو باشد غم جاودانه من
چون تو در برم نباشي ، غم بي شمار دارم
تو بدان كه با غم تو غم روزگار دارم
وقتی تو کوچه باغ عاشقی راه می ری و می بینی برگا جلو قدمات سر
تعظیم فرود آوردن و آسمون به حرمت قلب عاشقت میزبان ابرا شده ، احساس می کنی داری از زمین کنده می شی به قصد پرواز تو یه دنیای تازه که حضور ناگهانی قطره ای دل کنده از آسمون ، به یادت می یاره که تو هیچ دنیایی جایی بهتر از کوچه باغ عاشقی پیدا نمی شه چرا که ، قشنگ ترین خاطرات زندگیتو واست رقم زده ... آره ، همون کوچه باغی که بارون هم هوایی لحظه های عاشقانشه !

